تبليغاتX
دنیا دیگه مثل تو نداره...

دنیا دیگه مثل تو نداره...

به غروب چنان بنگر که بایست همه چیز در آن میمرد؛و به روز چنان که هر چیز در آن میزاد
من و خودم

 

                              

 

رو كردم به آينه

آينه

آری

من در جايي ديگر،

من در كنار من

با خود گفتم:

يافتم" يافتم" آنچه را كه در پي اش بودم

كسي چون من در جايي ديگر

چه فكر احمقانه اي بود

وقتي مي گفتم" تنها هستم"

 

هم صحبت شيريني دارم

با من ميخندد

گريه مي كند

مثل من

 

سرشار از محبت

لحظها را با او سپري كردم

 

اما چرا آرام نمي شدم

چرا هنوز هم به دنبال چشمي ديگربودم

به دنبال احساسي ديگر

خيره شدم به آينه

گفتم مگر تو نيستي ؟

چرا آرامم نمي كني؟

قلبم شروع به تپش كرد

قلبم مي تپيد قلب او هم مي تپيد

 

اما

اما در سمتي ديگر

 

اشكال كار را دانستم

 

آينه از همه نظر مانند من است

ولي با قلب و احساسي  در سمتي مخالف قلب و احساس من

+نوشته شده در ساعت21:21توسط سمیه |

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ